hinaufhieven
به سختی بالا کشیدن، با زحمت به بالا بردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas hinaufhieven)
چیزی سنگین را با زحمت و تلاش به سمت بالا کشیدن یا بلند کردن.
- Die Bergsteiger hievten ihre schweren Rucksäcke den steilen Hang hinauf.کوهنوردان کولهپشتیهای سنگین خود را به سختی از شیب تند بالا کشیدند.
- Wir mussten die alte Waschmaschine mühsam die Treppe hinaufhieven.ما مجبور بودیم ماشین لباسشویی قدیمی را به سختی از پلهها بالا ببریم.
2
Akkusativ + in + Akkusativ
(مجازی) کسی را به یک موقعیت بالاتر یا مقام بهتر رساندن (اغلب با تلاش زیاد یا به شکلی غیرمنتظره).
- Er wurde durch Beziehungen in eine hohe Position hinaufgehievt.او از طریق روابط به یک موقعیت بالا ارتقا یافت.
- Der Trainer hievte den jungen Spieler in die erste Mannschaft.مربی بازیکن جوان را به تیم اول رساند.