hinaufhieven

Aussprache: /hɪˈnaʊ̯fˌhiːfn̩/
Worttrennung: hin·auf·hie·ven
فعل

به سختی بالا کشیدن، با زحمت به بالا بردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas hinaufhieven)

چیزی سنگین را با زحمت و تلاش به سمت بالا کشیدن یا بلند کردن.

  • Die Bergsteiger hievten ihre schweren Rucksäcke den steilen Hang hinauf.کوهنوردان کوله‌پشتی‌های سنگین خود را به سختی از شیب تند بالا کشیدند.
  • Wir mussten die alte Waschmaschine mühsam die Treppe hinaufhieven.ما مجبور بودیم ماشین لباسشویی قدیمی را به سختی از پله‌ها بالا ببریم.
2 Akkusativ + in + Akkusativ

(مجازی) کسی را به یک موقعیت بالاتر یا مقام بهتر رساندن (اغلب با تلاش زیاد یا به شکلی غیرمنتظره).

  • Er wurde durch Beziehungen in eine hohe Position hinaufgehievt.او از طریق روابط به یک موقعیت بالا ارتقا یافت.
  • Der Trainer hievte den jungen Spieler in die erste Mannschaft.مربی بازیکن جوان را به تیم اول رساند.