hin und her

Aussprache: /hɪn ʊnt heːɐ̯/
Worttrennung: hin· un·d her
اصطلاح

این طرف و آن طرف، رفت و برگشت

Bedeutungen

1

حرکت یا جابجایی بین دو نقطه یا مکان؛ رفت و آمد مکرر.

  • Wir sind den ganzen Tag zwischen dem Hotel und dem Strand hin und her gefahren.ما تمام روز بین هتل و ساحل رفت و آمد کردیم.
  • Das Pendel schwingt hin und her.آونگ این طرف و آن طرف نوسان می‌کند.
  • Die Diskussion ging immer wieder hin und her, ohne zu einem Ergebnis zu kommen.بحث مدام این طرف و آن طرف می‌رفت، بدون اینکه به نتیجه‌ای برسد.
2

به معنای تردید یا عدم قطعیت؛ بین دو گزینه یا نظر در نوسان بودن.

  • Er schwankte hin und her zwischen der Annahme des Angebots und der Ablehnung.او بین پذیرش پیشنهاد و رد آن در تردید بود.
  • Ihre Meinung änderte sich ständig, sie ging hin und her.نظر او مدام تغییر می‌کرد، بین دو دیدگاه در نوسان بود.
  • Die Entscheidung fiel ihm schwer, er überlegte hin und her.تصمیم‌گیری برایش سخت بود، او مدام فکر می‌کرد و مردد بود.