hinüber
به آن طرف، آن سو؛ (عامیانه) خراب، از کار افتاده
Beispiele
- Bogotá erstreckt sich nach Süden ''hinüber.بوگوتا به سمت جنوب گسترش مییابد.
- Die Batterie ist jetzt wohl endgültig ''hinüber.باتری حالا دیگر احتمالاً کاملاً خراب شده است.
به آن طرف، آن سو؛ (عامیانه) خراب، از کار افتاده