hinabbaumeln
آویزان بودن، تاب خوردن (به سمت پایین)
Beispiele
- Daraus geflochtene lange Troddeln sind ein beliebter Weiberzierath, indem sie, am Halsband befestigt, am Rücken ''hinabbaumeln''.منگولههای بلند بافته شده از آن، زینتبخش زنان هستند، زیرا با اتصال به گردنبند، از پشت آویزان میشوند.
Bedeutungen
1
kein Objekt (manchmal von + Dativ)
به صورت آویزان و آزادانه به سمت پایین تاب خوردن یا حرکت کردن
- Die Beine des Kindes baumelten vom Stuhl hinab.پاهای کودک از صندلی آویزان بود.
- Ein Seil baumelte vom Felsen hinab.طنابی از صخره به پایین آویزان بود.