hinabfließen
به سمت پایین جاری شدن، سرازیر شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (oft mit Präpositionen wie 'in', 'zu', 'auf')
جریان یافتن یا سرازیر شدن مایعات (مانند آب، اشک) از بالا به پایین.
- Das Wasser floss den Berg hinab.آب از کوه به سمت پایین جاری شد.
- Tränen flossen ihr über die Wangen hinab.اشکها از گونههایش به پایین سرازیر شد.