hinabgehen
پایین رفتن، سرازیری را طی کردن (رسمی)
Bedeutungen
1
(بدون مفعول) / in + Akkusativ
حرکت کردن به سمت پایین در یک شیء، کوه یا دره (سبک رسمی/ادبی)
- Wir gingen den Pfad ins Tal hinab.ما از طریق مسیر مالرو به سمت دره پایین رفتیم.
- Er ging die Stufen zur Stille hinab.او از پلهها به سمت تاریکی و سکوت پایین رفت.