hinabsahen
به پایین نگاه کردند/کردیم
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ
نگاه کردن از ارتفاعی به پایین، اغلب با توصیف منظره یا موقعیت (گذشته ساده).
- Die Touristen sahen vom Aussichtsturm auf die Stadt hinab.گردشگران از برج دیدهبانی به پایین شهر نگریستند.
- Er stand am Fenster und sah auf die vorbeiziehenden Wolken hinab.او کنار پنجره ایستاد و به ابرهای در حال عبور نگاه کرد.
2
auf + Akkusativ
با نگاهی تحقیرآمیز یا از موضع برتر به کسی یا چیزی نگریستن؛ احساس برتری داشتن (گذشته ساده).
- Er sah auf die einfachen Leute herab, die er für ungebildet hielt.او با تحقیر به مردم عادی که آنها را بیسواد میدانست، نگریست.
- Sie sahen auf die Bemühungen ihrer Kollegen herab, weil sie glaubten, es besser zu können.آنها به تلاشهای همکارانشان با دید تحقیر نگریستند، زیرا معتقد بودند که میتوانند بهتر عمل کنند.