hinabsehen
به پایین نگاه کردن، به زیر نگریستن
Beispiele
- Er wagte es nicht, in das dunkle Loch ''hinabzusehen.او جرأت نکرد به داخل سوراخ تاریک نگاه کند.
Bedeutungen
1
(auf + Akkusativ)
به پایین نگاه کردن (از بالا به پایین)
- Er sah vom Balkon auf die Straße hinab.او از بالکن به خیابان پایین نگاه کرد.
- Von der Bergspitze konnten wir auf das ganze Tal hinabsehen.از قله کوه میتوانستیم به کل دره پایین نگاه کنیم.