hinabwerfen

Aussprache: /hɪˈnapˌvɛʁfn̩/
Wortzerlegung: hin·ab·wer·fen
فعل

به پایین انداختن (دور از گوینده)، نگاه به پایین انداختن

Bedeutungen

1 Akkusativ (+ von + Dativ)

چیزی را از نقطه‌ای مرتفع به سمت پایین (دور از محل ایستادن گوینده) انداختن

  • Er warف den Stein von der steilen Klippe hinab.او سنگ را از صخره شیب‌دار به پایین پرتاب کرد.
  • Sie hat die alten Sachen aus dem Fenster hinabgeworfen.او وسایل قدیمی را از پنجره به پایین انداخت.
2 Akkusativ (Einen Blick / die Augen)

نگاه یا چشمان خود را به سمت پایین انداختن

  • Sie warf einen kurzen Blick hinab auf die belebte Straße.او نگاه کوتاهی به پایین، به خیابان پر رفت‌وآمد انداخت.
  • Er warf beschämt die Augen hinab.او از روی شرمندگی چشمانش را به پایین انداخت.