hinaufeilen
با عجله بالا رفتن
Beispiele
- Er hatte ihn die Treppe ''hinaufeilen'' hören und kurz darauf wieder herunterkommen.او شنید که او با عجله از پلهها بالا رفت و لحظاتی بعد دوباره پایین آمد.
Bedeutungen
1
بدون مفعول
با عجله به سمت بالا حرکت کردن (مثلاً پلهها، تپه)
- Sie eilte die Treppe hinauf, um den Zug nicht zu verpassen.او با عجله از پلهها بالا رفت تا قطار را از دست ندهد.
- Der Bote musste schnell den Berg hinaufeilen.پیامرسان مجبور بود سریع از کوه بالا برود.