hinauflegen
بالا گذاشتن، روی سطح بالاتری قرار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ + auf + Akkusativ
چیزی یا پاها را روی طبقه یا سطح بالاتری قرار دادن
- Er legte die Kiste auf das oberste Regal hinauf.او جعبه را روی بالاترین قفسه گذاشت.
- Nach dem langen Fußmarsch legte sie die Füße hinauf.پس از پیادهروی طولانی، او پاهایش را بالا گذاشت.