hinausblicken

Aussprache: /hɪˈnaʊ̯sˌblɪkn̩/
Wortzerlegung: hin·aus·bli·cken
فعل

به بیرون نگاه کردن، از داخل به بیرون نگریستن

Bedeutungen

1 aus + Dativ

به سمت بیرون از یک مکان نگاه کردن، اغلب با تأکید بر جهت دور شدن از گوینده یا ناظر

  • Er stand am Balkon und blickte hinaus auf die Stadt.او در بالکن ایستاده بود و به شهر نگاه می‌کرد.
  • Wir können von hier aus weit hinausblicken.ما می‌توانیم از اینجا تا دوردست‌ها را ببینیم.