hinausblicken
به بیرون نگاه کردن، از داخل به بیرون نگریستن
Bedeutungen
1
aus + Dativ
به سمت بیرون از یک مکان نگاه کردن، اغلب با تأکید بر جهت دور شدن از گوینده یا ناظر
- Er stand am Balkon und blickte hinaus auf die Stadt.او در بالکن ایستاده بود و به شهر نگاه میکرد.
- Wir können von hier aus weit hinausblicken.ما میتوانیم از اینجا تا دوردستها را ببینیم.