hinausbugsieren
به بیرون هدایت کردن (با ماشین یا قایق)
Beispiele
- Während er ''hinausbugsiert'' wurde, erhob sich Fitzroy rasch.همانطور که او به بیرون هدایت میشد، فیتزروی به سرعت بلند شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را با زحمت، مهارت یا فشار از جایی به بیرون هدایت کردن یا بیرون آوردن.
- Er musste den großen Schrank mühsam aus dem Zimmer hinausbugsieren.او مجبور شد کمد بزرگ را با زحمت از اتاق بیرون ببرد.
- Die Türsteher bugsierten den betrunkenen Gast aus dem Club hinaus.دربانها مهمان مست را از کلوپ بیرون راندند.