hinausführen

Aussprache: /hɪˈnaʊ̯sˌfyːʁən/
Worttrennung: hin·aus·füh·ren
فعل

به بیرون منتهی شدن، هدایت کردن به سمت بیرون

Beispiele

  • Ein Holzsteg, der auf den Teich hinterm Haus ''hinausführt.یک اسکله چوبی که به حوضچه پشت خانه منتهی می‌شود.

Bedeutungen

1 jemanden/etwas (aus etwas)

به بیرون هدایت کردن، از جایی خارج کردن

  • Er führte die Gäste aus dem Haus hinaus.او مهمانان را از خانه به بیرون هدایت کرد.
  • Der Weg führt hinaus aus dem Wald.این راه از جنگل به بیرون می‌رود.
2 zu + Dativ

منجر شدن به، به نتیجه‌ای رساندن (معمولاً به یک وضعیت خاص)

  • Diese Diskussion führt zu nichts hinaus.این بحث به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسد.
  • Seine Handlungen führten ihn ins Verderben hinaus.اعمال او او را به تباهی کشاند.