hinausführen
به بیرون منتهی شدن، هدایت کردن به سمت بیرون
Beispiele
- Ein Holzsteg, der auf den Teich hinterm Haus ''hinausführt.یک اسکله چوبی که به حوضچه پشت خانه منتهی میشود.
Bedeutungen
1
jemanden/etwas (aus etwas)
به بیرون هدایت کردن، از جایی خارج کردن
- Er führte die Gäste aus dem Haus hinaus.او مهمانان را از خانه به بیرون هدایت کرد.
- Der Weg führt hinaus aus dem Wald.این راه از جنگل به بیرون میرود.
2
zu + Dativ
منجر شدن به، به نتیجهای رساندن (معمولاً به یک وضعیت خاص)
- Diese Diskussion führt zu nichts hinaus.این بحث به هیچ نتیجهای نمیرسد.
- Seine Handlungen führten ihn ins Verderben hinaus.اعمال او او را به تباهی کشاند.