hinausfinden
راه خروج را پیدا کردن، نجات یافتن از وضعیت سخت
Bedeutungen
1
aus + Dativ hinausfinden
راه خروج از یک مکان بسته یا فضای بزرگ را به سمت بیرون یافتن (فرم رسمی rausfinden)
- Wir konnten den Ausgang nicht finden und nicht aus dem Labyrinth hinausfinden.ما نتوانستیم خروجی را پیدا کنیم و راه خروج از هزارتو را نیافتیم.
- Er versuchte, aus dem dunklen Raum hinauszufinden.او تلاش کرد راه خروج از اتاق تاریک را پیدا کند.
2
aus + Dativ hinausfinden
راه رهایی و نجات از یک شرایط دشوار یا فقر را یافتن
- Sie musste einen Weg finden, aus dieser schwierigen Lage hinauszufinden.او باید راهی برای خروج از این وضعیت دشوار پیدا میکرد.
- Es ist schwer, aus der Armut hinauszufinden.خارج شدن از فقر دشوار است.