hinausfliegen
اخراج شدن، حذف شدن، به بیرون پرواز کردن
Bedeutungen
1
aus + Dativ
از یک محیط بسته به سمت بیرون پرواز کردن
- Der Vogel ist aus dem Käfig hinausgeflogen.پرنده از قفس به بیرون پرواز کرد.
- Das Flugzeug flog aus dem Hangar hinaus.هواپیما از آشیانه به بیرون پرواز کرد.
2
aus + Dativ
اخراج شدن از یک سازمان، مدرسه یا شغل؛ حذف شدن از یک رقابت یا تورنمنت
- Er ist wegen Undiszipliniertheit aus der Schule hinausgeflogen.او به دلیل بی انضباطی از مدرسه اخراج شد.
- Die Mannschaft ist bereits im Viertelfinale hinausgeflogen.تیم در همان مرحله یکچهارم نهایی حذف شد.
3
ohne Objekt
شکست خوردن، از کنترل خارج شدن یا به طرز ناگهانی خراب شدن برنامه و نقشه
- Sein Plan ist völlig hinausgeflogen.نقشه او کاملاً با شکست مواجه شد.
- Die Firma ist mit diesem waghalsigen Projekt hinausgeflogen.شرکت با این پروژه پرریسک زمین خورد.