hinausfliegen

Aussprache: /hɪˈnaʊ̯sˌfliːɡn̩/
Wortzerlegung: hin·aus·flie·gen
فعل

اخراج شدن، حذف شدن، به بیرون پرواز کردن

Bedeutungen

1 aus + Dativ

از یک محیط بسته به سمت بیرون پرواز کردن

  • Der Vogel ist aus dem Käfig hinausgeflogen.پرنده از قفس به بیرون پرواز کرد.
  • Das Flugzeug flog aus dem Hangar hinaus.هواپیما از آشیانه به بیرون پرواز کرد.
2 aus + Dativ

اخراج شدن از یک سازمان، مدرسه یا شغل؛ حذف شدن از یک رقابت یا تورنمنت

  • Er ist wegen Undiszipliniertheit aus der Schule hinausgeflogen.او به دلیل بی انضباطی از مدرسه اخراج شد.
  • Die Mannschaft ist bereits im Viertelfinale hinausgeflogen.تیم در همان مرحله یک‌چهارم نهایی حذف شد.
3 ohne Objekt

شکست خوردن، از کنترل خارج شدن یا به طرز ناگهانی خراب شدن برنامه و نقشه

  • Sein Plan ist völlig hinausgeflogen.نقشه او کاملاً با شکست مواجه شد.
  • Die Firma ist mit diesem waghalsigen Projekt hinausgeflogen.شرکت با این پروژه پرریسک زمین خورد.