hinauslassen
اجازه بیرون رفتن دادن (از داخل به بیرون)
Bedeutungen
1
Akkusativ + aus + Dativ
به کسی یا حیوانی اجازه دادن از یک فضای بسته به سمت بیرون برود
- Kannst du den Hund bitte in den Garten hinauslassen?میتوانی لطفاً سگ را به بیرون در باغ بگذاری؟
- Der Pförtner hat die Angestellten nach der Schicht hinausgelassen.نگهبان کارمندان را بعد از شیفت کاری به بیرون راه داد.
2
Akkusativ
مجازی: اطلاعات یا رازی را بیرون دادن و فاش ساختن
- Er hat versehentlich Details über das neue Projekt hinausgelassen.او اشتباهاً جزئیاتی درباره پروژه جدید را بیرون داد (فاش کرد).
- Kein Wort darüber darf nach draußen hinausgelassen werden.هیچ کلمهای درباره این موضوع نباید به بیرون درز کند.