hinausliessen
بیرون کردند، اجازه دادند بیرون برود (شکل صرف شده فعل hinauslassen)
Bedeutungen
1
akusativ
اجازه دادن به کسی یا چیزی برای خروج از یک مکان یا موقعیت بسته یا محدود؛ رها کردن یا آزاد کردن.
- Der Gefängnisdirektor weigerte sich, den Häftling vorzeitig hinauszulassen.مدیر زندان از آزاد کردن زودهنگام زندانی امتناع ورزید.
- Nach der Untersuchung ließ man das Tier wieder in seinen natürlichen Lebensraum hinaus.پس از معاینه، حیوان را دوباره به زیستگاه طبیعیاش آزاد کردند.
2
akusativ
اجازه دادن به چیزی (مانند گاز، بخار، صدا) برای خارج شدن یا انتشار یافتن.
- Man muss den Dampf aus dem Kessel langsam hinauslassen, um eine Explosion zu vermeiden.باید بخار را به آرامی از دیگ خارج کرد تا از انفجار جلوگیری شود.
- Die Akustik des Raumes erlaubte es, die Musik ohne Verzerrung hinauszulassen.آکوستیک اتاق اجازه میداد که موسیقی بدون اعوجاج منتشر شود.