hinauspumpen
با پمپ خارج کردن
Beispiele
- Sie hatten immer wieder Stickstoff und Pressluft in den Schwimmkörper der Plattform getrieben, um das Wasser ''hinauszupumpen''.آنها بارها نیتروژن و هوای فشرده را به داخل شناور سکو پمپ کردند تا آب را خارج کنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از داخل به خارج پمپ کردن، به طوری که از گوینده دور شود.
- Sie mussten das Wasser aus dem Keller hinauspumpen.آنها مجبور بودند آب را از زیرزمین به بیرون پمپ کنند.
- Die Ölplattform pumpt das Rohöl ins Meer hinaus.سکوی نفتی نفت خام را به دریا پمپ میکند.