hinausräumen

Aussprache: /hɪˈnaʊ̯sˌʁɔɪ̯mən/
Worttrennung: hin·aus·räu·men
فعل

بیرون بردن، خارج کردن (از جایی)

Beispiele

  • Er ''hatte'' nach der Renovierung seiner Küche die alten, kaputten Schränke ''hinausgeräumt.او پس از بازسازی آشپزخانه‌اش، کابینت‌های قدیمی و خراب را بیرون برده بود.
  • Der Raum war voller Menschen, aufgrund des Andrangs hatte man alle Stühle ''hinausgeräumt.اتاق پر از جمعیت بود، به دلیل ازدحام همه صندلی‌ها را بیرون برده بودند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را از داخل یک فضا (مثل اتاق، کمد) بیرون آوردن و به سمت بیرون یا دورتر منتقل کردن. (تاکید بر جهت "به بیرون" و "دور شدن")

  • Wir müssen die alten Möbel aus dem Haus hinausräumen.ما باید مبلمان قدیمی را از خانه بیرون ببریم.
  • Er hat alle Kartons auf den Flur hinausgeräumt.او تمام کارتن‌ها را به راهرو بیرون برد.
2 Akkusativ

اشیاء را از یک ظرف یا بسته خارج کردن و به سمت بیرون یا دورتر قرار دادن.

  • Bitte räum die leeren Flaschen aus dem Kühlschrank hinaus.لطفا بطری‌های خالی را از یخچال بیرون بگذار.
  • Sie räumte die schmutzige Wäsche aus dem Bad hinaus.او لباس‌های کثیف را از حمام بیرون برد.