hinausrücken
به بیرون جابجا شدن، به جلو حرکت کردن (در صف)، به تعویق افتادن
Bedeutungen
1
intransitiv / Akkusativ
چیزی را از جایی به بیرون حرکت دادن یا خود به بیرون حرکت کردن (مثلاً برای جابجایی یا عملیات)
- Die Soldaten rückten in der Morgendämmerung hinaus.سربازان در سپیدهدم حرکت کردند (به بیرون رفتند).
- Wir müssen die Möbel hinaus an die Straße rücken.ما باید مبلمان را به بیرون، کنار خیابان ببریم.
2
intransitiv
پیشروی کردن، به جلو حرکت کردن (معمولاً در زمینه نظامی یا استعاری)
- Die Truppen rückten langsam in Feindesland hinaus.نیروها به آرامی به سرزمین دشمن پیشروی کردند.
- Es ist Zeit, mit neuen Ideen hinauszurücken.وقت آن است که با ایدههای جدید پیش برویم.