hinausschieben

Aussprache: /hɪˈnaʊ̯sˌʃiːbən/
Wortzerlegung: hin·aus·schie·ben
فعل

به بیرون هل دادن، به تعویق انداختن

Bedeutungen

1 Akkusativ (+ aus + Dativ)

کسی یا چیزی را به بیرون از فضا هل دادن

  • Er schob den Stuhl aus dem Zimmer hinaus.او صندلی را از اتاق به بیرون هل داد.
2 Akkusativ

تصمیم یا کاری را به زمان آینده موکول کردن و به تعویق انداختن

  • Wir sollten diese wichtige Entscheidung nicht länger hinausschieben.ما نباید این تصمیم مهم را بیش از این به تعویق بیندازیم.
  • Er hat die Abgabe der Arbeit immer wieder hinausgeschoben.او تحویل کار را بارها و بارها عقب انداخت.