hinausschieben
به بیرون هل دادن، به تعویق انداختن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ aus + Dativ)
کسی یا چیزی را به بیرون از فضا هل دادن
- Er schob den Stuhl aus dem Zimmer hinaus.او صندلی را از اتاق به بیرون هل داد.
2
Akkusativ
تصمیم یا کاری را به زمان آینده موکول کردن و به تعویق انداختن
- Wir sollten diese wichtige Entscheidung nicht länger hinausschieben.ما نباید این تصمیم مهم را بیش از این به تعویق بیندازیم.
- Er hat die Abgabe der Arbeit immer wieder hinausgeschoben.او تحویل کار را بارها و بارها عقب انداخت.