hinauszukönnen

Aussprache: /hɪˈnaʊsˌtsuːˌkœnən/
Worttrennung: hin·aus·zu·kön·nen
Erweiterter Infinitiv

توانستن بیرون رفتن

Bedeutungen

1 معمولاً با فاعل و فعل اصلی، بدون مورد گرامری خاص

بیان توانایی یا امکان در حال حاضر یا آینده برای خروج از یک مکان یا موقعیت.

  • Es ist bedauerlich, dass wir bei diesem Wetter nicht hinauszukönnen.مایه تأسف است که ما در این آب و هوا قادر به بیرون رفتن نیستیم.
  • Er hofft, bald wieder hinauszukönnen, um seine Familie zu besuchen.او امیدوار است که به زودی دوباره قادر به بیرون رفتن باشد تا به دیدن خانواده‌اش برود.