hinauszustürmen
به بیرون هجوم بردن
Bedeutungen
1
aus + Dativ
به صورت فیزیکی، با عصبانیت، عجله و اغلب با ایجاد سروصدا یا آشوب از مکانی خارج شدن؛ با خشم و فوریت ترک کردن یک مکان.
- Es ist nicht ratsam, nach einem Streit impulsiv aus einer Besprechung hinauszustürmen.عاقلانه نیست که پس از یک مشاجره، با عجله از یک جلسه خارج شوید.
- Der Schauspieler weigerte sich, die Bühne zu betreten, und drohte, hinauszustürmen, falls man ihn zwinge.بازیگر از ورود به صحنه امتناع کرد و تهدید کرد که اگر مجبور شود، بیرون خواهد تاخت.
2
in + Akkusativ
به صورت مجازی یا استعاری، به سرعت و با قاطعیت به سمت یک هدف یا اقدام هجوم بردن؛ با شدت و انرژی زیاد به سمت چیزی پیش رفتن.
- Die Firma plant, mit ihrer neuen Technologie in den globalen Markt hinauszustürmen.این شرکت قصد دارد با فناوری جدید خود به بازار جهانی هجوم ببرد.
- Er hatte die Absicht, nach seinem Abschluss sofort in die Selbstständigkeit hinauszustürmen.او قصد داشت پس از فارغالتحصیلی بلافاصله به سمت کارآفرینی هجوم ببرد.