hindenken
به سمت خاصی اندیشیدن، در سر داشتن (تصور داشتن)
Bedeutungen
1
wohin hindenken / an + Akkusativ
فکر خود را به جایی یا نقطهای معطوف کردن (غالباً در عبارات تعجبی مثل Wo denkst du hin!)
- Wo denkst du denn hin! Natürlich ist das nicht so.فکر میکنی کجا داری میروی! (این چه فکری است داری!) البته که اینطور نیست.
- Er dachte an die Zeit, die noch vor ihm lag, und konnte nicht anders, als optimistisch hinzudenken.او به زمان پیش رویش فکر میکرد و نمیتوانست جز خوشبینانه به آن فکر کند.
2
auf + Akkusativ / wohin hindenken
به هدف یا عواقب نهایی یک عمل اندیشیدن
- Man muss auch hindenken, was passiert, wenn der Plan scheitert.باید به این هم فکر کرد که اگر نقشه شکست بخورد چه اتفاقی میافتد.
- Sie dachte schon weit in die Zukunft hin.او از قبل به آیندهای دور فکر میکرد.