hindurchklettern
بالا رفتن و عبور کردن از چیزی
Beispiele
- Das Fenster in der Tür zu seiner Zelle ist sauber, und auf der Innenseite sind ein paar Kratzer; würde man es zertrümmern, wäre das Loch nicht groß genug, um ''hindurchzuklettern''.پنجره در سلولش تمیز است و چند خراش روی قسمت داخلی آن وجود دارد؛ اگر آن را بشکنید، سوراخ به اندازه کافی بزرگ نخواهد بود که بتوان از آن بالا رفت و عبور کرد.
Bedeutungen
1
durch + Akkusativ (اغلب ضمنی)
از میان یک شکاف، سوراخ یا مانع با بالا رفتن عبور کردن.
- Die Katze kletterte mühelos durch das kleine Loch hindurch.گربه به راحتی از سوراخ کوچک عبور کرد.
- Er musste durch das dichte Gebüsch hindurchklettern, um zum Fluss zu gelangen.او مجبور بود از میان بوتههای انبوه بالا برود تا به رودخانه برسد.