hindurchzuschlüpfen

Aussprache: /hɪnˈdʊʁçt͡suˌʃlʏp͡fn̩/
Worttrennung: hin·durch·zu·sch·lüp·fen
Erweiterter Infinitiv

از میان لغزیدن

Bedeutungen

1 durch + Akkusativ

با ظرافت، سرعت یا مخفی‌کاری از یک فضای تنگ یا مانع عبور کردن؛ به طور نامحسوس از میان جمعیتی یا موقعیتی گذشتن. این شکل با 'zu' برای استفاده در ساختارهای مجهول یا جملات موصولی به کار می‌رود.

  • Es war ihm gelungen, durch die Sicherheitskontrollen hindurchzuschlüpfen, ohne entdeckt zu werden.او موفق شده بود بدون اینکه شناسایی شود، از میان بازرسی‌های امنیتی رد شود.
  • Die Möglichkeit, unbemerkt durch die Menge hindurchzuschlüpfen, war seine einzige Chance.امکان رد شدن نامحسوس از میان جمعیت، تنها شانس او بود.