hindurchzuspähen

Aussprache: /hɪnˈdʊʁçtsuˌʃpɛːən/
Worttrennung: hin·durch·zu·spä·hen
Erweiterter Infinitiv

از طریق جاسوسی کردن، از جایی به جایی دیگر سرک کشیدن

Bedeutungen

1 durch + Akkusativ

با کنجکاوی و غالباً به صورت پنهانی، از میان شکاف‌ها یا موانع به جایی نگریستن، به قصد کشف اطلاعات یا مشاهده جزئیات (در ساختار مصدر با zu).

  • Es ist verboten, durch die Ritzen der Tür hindurchzuspähen.سرک کشیدن از میان شکاف‌های در ممنوع است.
  • Der Journalist bemühte sich, durch das Fernglas hindurchzuspähen, um die Ereignisse auf dem Platz zu verfolgen.روزنامه‌نگار کوشید تا از طریق دوربین دوچشمی به بیرون نگاه کند تا رویدادهای میدان را دنبال کند.