hineinbitten
دعوت کردن به داخل، تعارف کردن برای ورود
Beispiele
- Ein Herr ''wird,'' als er sein Elternhaus fotografiert, von den Bewohnern freundlich zum Wodka ''hineingebeten.آقایی که داشت خانه والدینش را عکاسی میکرد، توسط ساکنین به گرمی به داخل خانه دعوت شد (برای نوشیدن ودکا).
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را با ادب و احترام به داخل جایی (مثلاً یک اتاق، خانه یا ساختمان) دعوت کردن یا خواستن.
- Der Gastgeber bat die Gäste in das Wohnzimmer hinein.میزبان مهمانان را به اتاق نشیمن دعوت کرد.
- Sie wurden gebeten, in den Konferenzraum hineinzukommen.از آنها خواسته شد که به اتاق کنفرانس بیایند.