hineingeheimnissen
به زور در چیزی معنایی پنهان جستن، چیزی را بیدلیل به چیزی نسبت دادن
Beispiele
- Es ist hier nicht mehr möglich, im Subjektsbegriff ein Merkmal aufzufinden, in das sich das Prädikat ''hineingeheimnissen'' lässt.دیگر امکان ندارد در مفهوم فاعل، ویژگیای را یافت که بتوان فعل «به زور در آن معنایی پنهان جستن» را در آن جای داد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به صورت پنهانی، مرموز یا با رازداری به داخل آوردن یا آشکار کردن. (بسیار نادر و ادبی). مشابه 'hereingeheimnissen' اما با تاکید بر حرکت 'به داخل' از دیدگاه خارج.
- Man kann viel in ein Kunstwerk hineingeheimnissen, was der Künstler vielleicht gar nicht beabsichtigte.میتوان چیزهای زیادی را به صورت پنهانی وارد یک اثر هنری کرد که شاید هنرمند اصلاً قصد آن را نداشته است.
- Sie versuchte, ihre Ängste nicht in die Beziehung hineinzugeheimnissen.او سعی کرد ترسهایش را به صورت پنهانی وارد رابطه نکند.