hineinräumen
به داخل جا دادن، به داخل مرتب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas hineinräumen)
وسایل یا اشیاء را از بیرون به داخل یک مکان (به دور از گوینده) منتقل کردن یا چیدن.
- Er räumte die Möbel in das neue Haus hinein.او مبلمان را به داخل خانه جدید برد.
- Die Kinder räumten ihre Spielsachen in die Kiste hinein.بچهها اسباببازیهایشان را داخل جعبه گذاشتند.