hineingiessen
ریختن داخل
Bedeutungen
1
Akkusativ (مایع) in + Akkusativ (ظرف/مکان)
عملی که طی آن مایعی با شدت یا حجم زیاد به درون ظرف یا فضایی ریخته میشود، اغلب با اشاره به پر شدن یا سرریز شدن.
- Der Künstler goss die flüssige Bronze vorsichtig in die Form hinein.هنرمند برنز مذاب را با دقت به درون قالب ریخت.
- Bei dem starken Regen goss das Wasser unaufhörlich in den Keller hinein.با بارش شدید باران، آب بیوقفه به درون زیرزمین سرازیر میشد.