hineingucken
به داخل نگاه کردن
Bedeutungen
1
in + Akkusativ (برای جهت)
از بیرون به داخل چیزی نگاه کردن، اغلب با تاکید بر حرکت چشم به سمت داخل، یا زمانی که هم گوینده و هم بیننده بیرون هستند.
- Sie guckte neugierig in die Schachtel hinein.او با کنجکاوی به داخل جعبه نگاه کرد.
- Wir sollten mal in den Motor hineingucken, ob alles in Ordnung ist.باید یک نگاهی به داخل موتور بیندازیم تا ببینیم همه چیز مرتب است یا نه.