hineingucken

Aussprache: /hɪˈnaɪ̯nˌɡʊkn̩/
Wortzerlegung: hin·ein·gu·cken
فعل

به داخل نگاه کردن

Bedeutungen

1 in + Akkusativ (برای جهت)

از بیرون به داخل چیزی نگاه کردن، اغلب با تاکید بر حرکت چشم به سمت داخل، یا زمانی که هم گوینده و هم بیننده بیرون هستند.

  • Sie guckte neugierig in die Schachtel hinein.او با کنجکاوی به داخل جعبه نگاه کرد.
  • Wir sollten mal in den Motor hineingucken, ob alles in Ordnung ist.باید یک نگاهی به داخل موتور بیندازیم تا ببینیم همه چیز مرتب است یا نه.