hineinlassen

Aussprache: /hɪˈnaɪ̯nˌlasn̩/
Wortzerlegung: hin·ein·las·sen
فعل

راه دادن به داخل (از بیرون به داخل)

Bedeutungen

1 Akkusativ + in + Akkusativ

به کسی یا حیوانی اجازه ورود از بیرون به درون یک مکان را دادن

  • Der Sicherheitsdienst hat ihn nicht ins Gebäude hineingelassen.نیروی امنیتی او را به داخل ساختمان راه نداد.
  • Es regnet, lass die Katze schnell ins Haus hinein!باران می‌آید، سریع گربه را به داخل خانه راه بده!
2 Akkusativ + in + Akkusativ

مجازی: اجازه دادن به افکار، نگرانی‌ها یا افراد که به قلب و ذهن راه یابند

  • Du solltest keine Zweifel in dein Herz hineinlassen.نباید هیچ شکی را به دلت راه بدهی.
  • Sie lässt nur wenige Menschen in ihr Privatleben hinein.او فقط تعداد کمی از مردم را به زندگی خصوصی‌اش راه می‌دهد.