hineinlassen
راه دادن به داخل (از بیرون به داخل)
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
به کسی یا حیوانی اجازه ورود از بیرون به درون یک مکان را دادن
- Der Sicherheitsdienst hat ihn nicht ins Gebäude hineingelassen.نیروی امنیتی او را به داخل ساختمان راه نداد.
- Es regnet, lass die Katze schnell ins Haus hinein!باران میآید، سریع گربه را به داخل خانه راه بده!
2
Akkusativ + in + Akkusativ
مجازی: اجازه دادن به افکار، نگرانیها یا افراد که به قلب و ذهن راه یابند
- Du solltest keine Zweifel in dein Herz hineinlassen.نباید هیچ شکی را به دلت راه بدهی.
- Sie lässt nur wenige Menschen in ihr Privatleben hinein.او فقط تعداد کمی از مردم را به زندگی خصوصیاش راه میدهد.