hineinpacken

Aussprache: /hɪˈnaɪ̯nˌpakn̩/
Wortzerlegung: hin·ein·pa·cken
فعل

جا دادن داخل، بسته کردن داخل

Bedeutungen

1 Akkusativ + in + Akkusativ

چیزی را در داخل یک ظرف، کیف یا فضای دیگر قرار دادن یا جا دادن

  • Kannst du bitte die Einkäufe in den Korb hineinpacken?لطفاً خریدها را داخل سبد بگذارید؟
  • Sie hat alle ihre Kleider in den Koffer hineingepackt.او تمام لباس‌هایش را داخل چمدان جا داد.
2 Akkusativ + in + Akkusativ

چیزی را (مانند زمان، تلاش، احساسات) در یک فعالیت، پروژه یا دوره زمانی گنجاندن یا صرف کردن

  • Wir müssen noch viel Arbeit in diesen Tag hineinpacken.ما هنوز باید کارهای زیادی را در این روز بگنجانیم.
  • Er hat sein ganzes Herzblut in das Projekt hineingepackt.او تمام وجودش را صرف این پروژه کرد.