hineinzureißen

Aussprache: /hɪˈnaɪ̯nˌt͡suːˌraɪ̯sn̩/
Worttrennung: hin·ein·zu·rei·ßen
Erweiterter Infinitiv

به داخل پاره کردن، به داخل دریدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا چیزی را با خشونت یا اجبار به درون چیزی کشیدن یا پاره کردن، اغلب در معنای مجازی برای درگیر کردن در موقعیتی ناخوشایند.

  • Der Sog des Abgrunds drohte, ihn in die Tiefe hineinzureißen.کشش پرتگاه تهدید می‌کرد که او را به اعماق بکشد.
  • Man versuchte, die Bevölkerung in den Konflikt hineinzureißen, doch der Widerstand war groß.تلاش شد تا مردم را به درون منازعه بکشانند، اما مقاومت زیاد بود.
2 Akkusativ

کسی را به طور ناخواسته یا اجباری درگیر یک وضعیت، بحث یا احساس شدید کردن.

  • Seine leidenschaftliche Rede riss die Zuhörer in seinen Bann und zog sie emotional hinein.سخنرانی پرشور او شنوندگان را مسحور کرد و از نظر احساسی درگیر خود ساخت.
  • Die politischen Ereignisse drohten, das Land in einen Bürgerkrieg hineinzureißen.تحولات سیاسی تهدید می‌کرد که کشور را به ورطه جنگ داخلی بکشاند.