hineinzuströmen
روان شدن به داخل (مصدر)
Bedeutungen
1
keine direkte Ergänzung (oft mit Ortsangabe)
به صورت انبوه و با سرعت وارد مکانی شدن، به ویژه در مورد مایعات، گازها یا جمعیت.
- Es ist faszinierend zu beobachten, wie die Menschen nach der Öffnung der Tore in das Stadion hineinströmten.مشاهده اینکه چگونه مردم پس از باز شدن دروازهها به درون ورزشگاه سرازیر شدند، شگفتانگیز است.
- Die Gefahr bestand darin, dass giftige Dämpfe in die Wohnungen hineinströmen könnten.خطر این بود که بخارات سمی ممکن بود به درون آپارتمانها سرازیر شوند.