hinfließen
سرازیر شدن، جاری شدن به سمت
Bedeutungen
1
zu + Dativ / in + Akkusativ
مایعات به سمت یک مکان یا جهت خاص جاری شدن یا سرازیر شدن.
- Das Wasser fließt in den Fluss hin.آب به سمت رودخانه جاری میشود.
- Der Regen floss die Straße hinunter.باران در خیابان سرازیر شد.
2
auf + Akkusativ (auf jemanden / etwas hinfließen)
به صورت انتزاعی، به سمت یک نتیجه یا وضعیت خاص پیش رفتن یا منجر شدن.
- Die Verhandlungen flossen auf eine Einigung hin.مذاکرات به سمت توافق پیش رفت.
- Seine Bemühungen flossen auf Erfolg hin.تلاشهای او به سمت موفقیت پیش رفت.