hinfliessen

Aussprache: /ˈhɪnˌfliːsn̩/
Wortzerlegung: hin·flies·sen
Wort

جاری شدن به آن سمت، سرازیر شدن به آنجا

Bedeutungen

1

به معنای جریان یافتن مایعات به سمت یک نقطه یا جهت خاص، اغلب با مفهوم دور شدن یا به سمت پایین رفتن.

  • Das Wasser floss den Hang hinab und sammelte sich am Fusse des Berges.آب از دامنه سرازیر شد و در پای کوه جمع گردید.
  • Die Tränen flossen ihm über die Wangen hinab.اشک‌ها از گونه‌هایش سرازیر شدند.