hingen
آویزان میکردند/بودند (اول/سوم شخص جمع، گذشته التزامی ۲)
Bedeutungen
1
kein Akkusativ
در حالت تعلیق بودن از یک نقطه بالا، بدون تماس با زمین؛ معلق بودن.
- Das Gemälde hing schief an der Wand und störte die Symmetrie des Raumes.تابلو کج به دیوار آویزان بود و تقارن اتاق را بر هم میزد.
- Die Lichterkette hing zwischen den Bäumen und tauchte den Garten in ein festliches Licht.ریسه چراغ بین درختان آویزان بود و باغ را در نوری جشنگونه فرو میبرد.
2
kein Akkusativ
به طور استعاری، در حالت انتظار، تعلیق، یا عدم قطعیت بودن؛ معلق ماندن.
- Die Entscheidung des Gerichts hing von den neuen Beweisen ab.تصمیم دادگاه به شواهد جدید بستگی داشت (معلق بود).
- Sein Ruf hing am seidenen Faden, nachdem die Anschuldigungen laut wurden.شهرت او در هالهای از ابهام قرار گرفت (به مو بند بود) پس از آنکه اتهامات مطرح شد.