hingeschmissen
رها شده، ول شده، نیمهکاره رها شده
Bedeutungen
1
Akkusativ
بیانگر عمل رها کردن، دست کشیدن یا ترک کردن در گذشته.
- Er hatte seinen Posten unerwartet hingeschmissen, was für alle eine Überraschung war.او پست خود را به طور غیرمنتظرهای رها کرده بود، که برای همه تعجبآور بود.
- Die Arbeit wurde nicht beendet, weil der Hauptverantwortliche sie einfach hingeschmissen hatte.کار به پایان نرسید، زیرا مسئول اصلی به سادگی آن را رها کرده بود.