Partizip II
جذب شده، کشیده شده
معانی و تعاریف hingezogen:
- داشتن علاقه یا کشش عاطفی یا روحی قوی نسبت به شخص، مکان یا چیز؛ مجذوب شدن.
جملات نمونه برای hingezogen:
Er fühlte sich schon als Kind stark zu künstlerischen Tätigkeiten hingezogen.
او از کودکی احساس میکرد که به فعالیتهای هنری کشش قوی دارد.
Viele Menschen fühlen sich von der Mystik des Orients angezogen und hingezogen.
بسیاری از مردم مجذوب رمز و راز شرق شده و به آن کشیده میشوند.