hinlänglich
کافی، به اندازه کافی، بسنده
Bedeutungen
1
به اندازه کافی، کافی و وافی؛ که نیاز را برطرف میکند.
- Die Beweise sind hinlänglich, um ihn zu verurteilen.شواهد برای محکوم کردن او کافی است.
- Er hat hinlänglich erklärt, warum er zu spät kam.او به اندازه کافی توضیح داد که چرا دیر کرده بود.
- Die vorhandenen Mittel sind für das Projekt hinlänglich.منابع موجود برای پروژه کافی هستند.