hinnehmen
تحمل کردن، پذیرفتن (بدون اعتراض)، دریافت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی ناخوشایند را بدون اعتراض پذیرفتن یا تحمل کردن
- Er musste die Kritik stumm hinnehmen.او مجبور شد انتقاد را در سکوت بپذیرد.
- Wir können diese Ungerechtigkeit nicht einfach so hinnehmen.ما نمیتوانیم این بیعدالتی را به همینسادگی تحمل کنیم.
2
Akkusativ
چیزی ارائه شده را تحویل گرفتن یا پذیرفتن (رسمی/ادبی)
- Sie nahm die Auszeichnung voller Stolz hin.او جایزه را با کمال افتخار پذیرفت.
- Er hat die Spende dankend hingenommen.او اهدا را با تشکر دریافت کرد.