hinpfefferten
پرتاب کردند، انداختند (با عصبانیت یا بیتوجهی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
با خشونت یا بیتوجهی چیزی را به سمت جایی پرتاب کردن یا انداختن.
- Er pfiff die Akten wütend auf den Schreibtisch und pfefferte sie dann aus dem Fenster.او با عصبانیت پروندهها را روی میز کوبید و سپس آنها را از پنجره به بیرون پرتاب کرد.
- Nach dem Streit pfefferte sie ihren Ring in die Ecke des Zimmers.پس از مشاجره، او انگشترش را با بیاعتنایی به گوشه اتاق انداخت.
2
Akkusativ
چیزی را با بیتفاوتی یا ناامیدی به کلی رها کردن یا کنار گذاشتن.
- Nachdem er seine Karriereziele aufgegeben hatte, pfiff er seine Ambitionen einfach hin.پس از اینکه اهداف شغلی خود را رها کرد، جاهطلبیهایش را به کلی کنار گذاشت.
- Sie hatte genug von den ständigen Streitereien und pfiff die ganze Angelegenheit hin.او از دعواهای مداوم خسته شده بود و کل ماجرا را نادیده گرفت.