فعل
به دست کسی دادن، کافی بودن
معانی و تعاریف hinreichen:
- به اندازه کافی موجود بودن برای پوشش دادن یک نیاز (اغلب با تاکید بر 'فقط کافی')
- چیزی را به سمت کسی دراز کردن یا دادن (معنای تحتاللفظیتر)
جملات نمونه برای hinreichen:
Du könntest ihm mal das Buch ''hinreichen.''
میتوانی آن کتاب را به او بدهی (به دستش برسانی).
Unser Geld sollte für diese Fahrt ''hinreichen.''
پول ما باید برای این سفر کافی باشد.
„Denn eine einzige Erklärung ''reichte'' nicht ''hin.''“
زیرا یک توضیح واحد کافی نبود.