Konjugierte Form
سوار شدند (به سمت جایی)
معانی و تعاریف hinritten:
- با اسب به سمت یک مقصد مشخص حرکت کردن، اغلب با تأکید بر مسافت یا جهت.
جملات نمونه برای hinritten:
Der Kurier musste eine beträchtliche Distanz hinreiten, um die Nachricht rechtzeitig zu überbringen.
پیک باید مسافت قابل توجهی را با اسب طی میکرد تا پیام را به موقع برساند.
Sie ritten den ganzen Tag den Fluss entlang hin, bis sie das Lager erreichten.
آنها تمام روز در امتداد رودخانه اسب تاختند تا به اردوگاه رسیدند.