hinrollten
غلتیدند به سمت (گذشته)
Bedeutungen
1
شکل گذشته ساده (Präteritum) فعل 'hinrollen' به معنی به جلو یا به سمت مکانی خاص غلتیدن.
- Die Kinder sahen zu, wie die Murmeln über den Tisch hinrollten.بچهها تماشا میکردند که تیلهها روی میز به سمت جلو غلتیدند.
- Nach dem Beben rollten einige Felsen den Hang hinunter.پس از زلزله، چند تخته سنگ از دامنه کوه به پایین غلتیدند.