hinscheissen
پیچیدن (مصدر فعل hinscheißen)
Bedeutungen
1
شکل جایگزین املایی فعل 'hinscheißen' که انجام دادن کاری با بیتوجهی کامل به عواقب، با بیتفاوتی یا بیملاحظگی شدید را توصیف میکند، اغلب در موقعیتهای غیررسمی و با بار معنایی منفی قوی.
- Er hat seine Chance einfach hingescheissen und sich nicht angestrengt.او فرصتش را به سادگی نادیده گرفت و تلاشی نکرد.
- Sie scheissen auf die Meinung anderer und leben ihr eigenes Leben.آنها به نظر دیگران اهمیتی نمیدهند و زندگی خودشان را میکنند.